الشيخ عباس القمي
34
يازده رساله ( فارسى )
كه همان معناى امامت باشد . و چون آيه وافى هدايهء تطهير « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » « 1 » كه در شأن آن حضرت و رسول خدا و فاطمه و حسنين عليهم السلام نازل شده كه دلالت دارد بر آنكه خصوص ايشان از شك و شرك و هر گناهى معصومند . و چون آيه شريفه مباهله « فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ » « 2 » كه تعبير شده از اميرالمؤمنين عليه السلام به نفس پيغمبر ، و دلالت دارد بر آنكه جميع كمالات پيغمبر در او نيز هست مگر پيغمبرى كه به اجماع خارج شده ، و غير اين آيات مانند آيه مودّت و نجوى و آيه « وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ » « 3 » سوره مباركه « هَلْ أَتى » و غير اينها . و از جمله ادلّه بر امامت آن جناب ، احاديث متواتره است از فريقين كه دلالت بر امامت و خلافت و فضيلت آن حضرت مىكند ، بلكه بعضى از آنها نصّ صريح است بر امامت آن حضرت ؛ مانند حديث غدير كه به اتّفاق شيعه و سنّى ثابت شده كه چون حضرت رسول در حجّة الوداع از مكّه مراجعت كرد ، در بين راه امر كرد تمام مردم جمع شوند و منبرى از جهاز شتر براى آن جناب نصب كردند . پس بالا رفت و خُطبه خواند و على عليه السلام را بلند كرد و فرمود : « مَن كُنتُ مَولاه فعَلِيٌّ مَوْلاهُ ، اللَّهمَّ والِ مَن والاهُ و عادِ مَن عاداهُ ، وانْصُر مَن نَصَرَهُ و اخْذُل مَن خَذَلَهُ » يعنى هر كه من آقا و اولى به تصرّف در او هستم ، پس اين على نيز آقا و اولى به تصرّف است در او . پس دعا فرمود در حق دوستان و دشمنان على عليه السلام به موالات و معادات . و اين حديث متواترترين احاديث است و بر امامت آن حضرت دلالتهاى بسيار دارد ، و تفصيل آن را حقير در
--> ( 1 ) ( . احزاب ( 33 ) : 33 . ) ( 2 ) ( . آل عمران ( 3 ) : 6 . ) ( 3 ) ( . بقره ( 2 ) : 207 . )